شبکه های اجتماعی

aparat

تاریخچه کتابفروشی های کرمان

  • 24 ارديبهشت 1398
  • 190
  • 0

کتاب‌فروشی‌های کرمان به صورتی که الآن مرسوم است که کتب خود را در یکجا برای فروش عرضه کنند از چند سالی مانده به شروع قرن چهاردهم شمسی ایجادشده است.

عبدالحسین صنعتی در کتاب روزگاری که گذشت – اتوبیوگرافی در حوادث دهه آخر قرن سیزدهم چنین می‌آورد:

… خوشبختانه در تهران کتاب‌فروشی‌های زیادی برخلاف کرمان وجود داشت و هرروز کتاب تازه‌ای را خریده و به منزل می‌آوردم و به‌تدریج گوشه اتاق کوچک و محل نشیمن من و پدرم کتابخانه‌ای تشکیل یافته و چون قیمت فروش آن کتاب‌ها را در کرمان با آن قیمتی که آن‌ها را در تهران خریده بودم مقایسه کردم معلوم می‌شد که بیشتر از حقوق معمولی یک منشی یا کاسب‌کاری در آن مدت عایدی داشته‌ام.

در جای دیگری گوید:

… خوشبختانه دست‌خالی نبودم شش صندوق کتاب که در ضمن خریدوفروش کتاب در تهران منافع من بود با خود آورده بودم. خیالم این بود آن کتاب‌ها را هم به معرض فروش در همان دکه چای فروشی دربیاورم و اگر فایده داشته باشد تجارت کتاب را هم به کار چای فروشی اضافه کنم. اتفاقاً کتاب‌ها را با نفع خوبی به فروش رسانیدم و فوراً پول فروش آن‌ها را براتی گرفته با صورتی از کتبی که می‌دانستم خریدار دارد به تهران نزد تجارتخانه پارسیان که کارش امانت‌داری بود فرستادم و خواهش کردم آن کتاب‌ها را برای من خریده و حمل کرمان نمایند …

… همچنین کف دکان کوچکی را که سرقفلی آن را در بازار گنجعلی خان خریده بودم و اکنون در اجاره رزاقی است برخلاف معمول که با سکو بود پایین آورده و آن را شبیه مغازه‌های تهران کردم و در این مغازه به‌جای اینکه بر روی زمین بنشینم صندلی و میز گذارده و کتاب‌فروشی خود را به‌صورت تازه‌ای درآوردم…

مطلب اخیر مربوط به حدود اوایل سالهای 1300 شمسی است.

بعدازاین کتاب‌فروشی گلبهار به سرپرستی میرزا هادی شرافت که اصلاً اصفهانی بوده است در محل بازار وکیل تیمچه حسین حسنعلی حدود سالهای 1313- 1314 دایر می‌گردد که بنا به گفته آقای ابریشمی بعداً بانام ((کتاب‌فروشی شرافت)) به محل بازار گنجعلی خان منتقل می‌گردد. کتاب‌فروشی گلستان به سرپرستی مرحوم علی‌اکبر رجائی حوالی سالهای 1315 – 1316 در خیابان شاهپور حوالی بانک بازرگانی سابق دایر می‌شود که بعداً ضمن شرکت با مؤسس کتاب‌فروشی گلبهار 2 مرحوم رضا سعیدی به بازار منتقل می‌گردد.

حوالی سالهای 1328- 1330 نزدیک کوچه بانک سپه در بازار وکیل دکان یک چشمه‌ای کتاب‌فروشی او بود که من هم آن‌ها به خاطر دارم و از صاحب آن کتاب هم خریده‌ام. مرحوم رجائی مردی عالم فقید و متقی بود. علاوه بر فروش کتاب سرگردانی و دودلی مراجعه‌کنندگان را با استخاره قرآن برطرف می‌کرد و هنوز که هنوز است بعد از پنجاه سال بعضی‌ها اشتباهی باسابقه‌ای که از آن جریان در اذهان مانده است در دکان این حقیر بدون بضاعت علمی خواستار این طلب خیر می‌شوند و از من هیچ مدان جواب منفی می‌شنوند؟ مرحوم رجائی شعر هم می‌گفت بیشتر مذهبی و عرفانی که در تذکره‌های شعرای کرمان شعر و شرح‌حال او آمده است.

کتاب‌فروشی و چاپخانه گلبهار به سرپرستی مرحوم رضا سعیدی که اصلاً یزدی بود در بازار وکیل کوچه بانک سپه در سالهای 1318-1319 تأسیس شد. در دو سه‌کله کار وسیع که جلوئی آن وصل به بازار کتاب‌فروشی و عقب آن چاپخانه بود. او علاوه بر فروش کتاب، کتاب‌هایی را هم به چاپ رسانده است ازجمله خارستان ادیب کرمانی. دیوان اشعار همایون تجربه کار.

کتاب‌فروشی خواجو در سال 1325 به مدیریت آقای غلامرضا ابریشمی در خیابان شاهپور مقابل بانک بازرگانی سابق شروع به کار نمود. بعداً به مکان‌های دیگری در همان خیابان و بازار انتقال یافت و بالاخره اکنون در خیابان پروین اعتصامی مستمراً به این شغل ادامه می‌دهد. من همیشه از محضر ایشان مستفیض می‌شوم و بسیاری از اطلاعات این مقاله را مدیون ایشانم. اگر فرصتی پیش آید از اطلاعات سودمند ایشان در مورد کتب خطی بهره‌مند می‌شوم.

کتاب‌فروشی خواجو در مدت فعالیت مطبوعاتی خود کتاب‌های زیادی چاپ نموده است ازجمله زندگی و آثار ملک الشعرابهار (1334) مجموعه شعر علی‌اصغر مظهری به نام شکوه عشق (1345) مجموعه شعر منوچهر نیستانی به نام جوانه (1333) خارستان ادیب کرمانی (1345) و. ایشان می‌فرمود برای سروسامان دادن به نرخ‌گذاری و توزیع کتاب شرکتی به نام اتحادیه کتاب‌فروشان کرمان در سال 1328- 1329 با هیئت مؤسسین زیر تشکیل دادیم: ابریشمی – رضا سعیدی – علی‌اکبر رجائی – کاظم شکوری و محمود متدین (همت).

مرحوم محمود شکوری نزدیک کاروانسرای هندوها در بازار میدان قلعه در سال 1326 در فروشگاه خود ضمن فروش مایحتاج انسانی کتاب هم می‌فروخته است. در سالهای 1352-1353 در خیابان شاهپور نزدیک کوچه برق در محل چاپخانه برادرش (کاظم شکوری) به کتاب‌فروشی ادامه می‌دهد و بعداً در همان نزدیکی مغازه مستقلی را به این کار اختصاص داد. اواسط دهه شصت در چهارراه کاظمی ضمن لوازم‌التحریر کتاب هم ارائه می‌نمود. بعد از فوت او پسرش مهرداد که ادیب و شاعر هم بود حوالی ((شهر کتاب)) فعلی کتاب‌فروشی به همین نام داشت که در سال 1363 فوت کرد و اکنون برادر دیگر او حسین کتاب‌فروشی مفصل و منظم شهر کرمان یعنی شهر کتاب در خیابان شریعتی حوالی چهارراه کاظمی اداره می‌نماید. خانواده شکوری همگی فرهنگ دوست و در کار کتاب بوده‌اند. مرحوم مهرداد تعریف می‌کرد عمه‌ای داشته است صحاف که عمل شیرازه زنی کتاب را به نهایت استادانه انجام می‌داده است.

مرحوم محمود متدین ابتدا صحافی شرکا را با مرحوم ترابی تشکیل داده بوده است بعد در جای سراجی پدر و عموی خود در چهارسوق بزرگ کتاب‌فروشی ((همت)) را اداره می‌کند. او هم کتاب‌های را با سرمایه خود چاپ کرده است.

مرحوم علی‌اصغر سعیدی برادر رضا سعیدی روبروی کوچه بانک سپه در بازار وکیل با شرکت برادر خود کتاب‌فروشی داشت. بعداً به خیابان شریعتی جنب کوچه یهودی‌ها منتقل گردید و ازآنجا در همان خیابان نزدیک کوچه مستعان به کار خود ادامه داد. اکنون نیز فرزندان او کتاب‌فروشی و انتشارات خدمات فرهنگی کرمان را در نزدیکی چهارراه کاظمی خیابان شریعتی اداره می‌کنند که این هم یکی از دو سه کتاب‌فروشی جامع و آبرومند این شهر است.

مرحوم حبیب‌الله سمندر در مطبوعاتی تابان در ضمن فروش مطبوعات و لوازم‌التحریر ابتدا در جنب کوچه مستعان و بعد در مقابل کوچه آیت‌الله (خیابان شاهپور) کتب چاپی قدیم و گاهی خطی عرضه می‌کرد. من از او یادگارهایی از کتاب و خط‌دارم و شخصی درویش‌مسلک بود.

کتب طایفه شیخیه را در بازار زرگری به علت هم‌جواری با مدرسه ابراهیم‌خان و موقوفه ظهیرالدوله فروشگاهی بود که اوایل دهه شصت مرد وارسته‌ای به نام درخشان اداره می‌کرد.

سید نصرالله اجله در بازار کرمان کتاب‌فروشی ایران را مقابل کوچه سنگاب چوبی راه انداخته بود.

کتاب‌فروشی معرفت را در خیابان شاهپور فردی روحانی و وارسته به نام مرحوم زین‌العابدین سیف‌الدینی اداره می‌کرد که در ابتدا با کمک گلبهار (رضا سعیدی) بوده است. محل آخری آنکه اکنون نیز لوازم‌التحریر فروشی است نزدیک فلکه مشتاقیه در خیابان شریعتی است.

شکرالله سام زاده پیرمردی بود سقط فروش در چهارراه خیابان مادر (چهارراه کله کار).

دکان جلویی را سقط فروشی و سه‌کله کار دیگر را همچون پستویی به کتاب اختصاص داده بود. کمتر کسی را راه به پستوی کتابش بود. من استثنا بودم. مقداری از چاپ‌های بنیاد فرهنگ ایران از او دارم. او می‌گفت از قدیم‌الایام هر کتاب تازه چاپی را که به شهر کرمان وارد می‌شده است نسخه‌ای را برای خود می‌خریده است. به یادم است چاپ اول سفرنامه سایکس را که می‌گفت دارد از او خواستم. قول داد بیاورد که اجل مهلتش نداد. خدایش بیامرزد.

در بازار زرگری کرمان مرحوم کربلایی مرتضی تاج‌الدینی ضمن آثار آنتیک و قدیمی نامرغوب کتاب خطی و چاپی نیمه مرغوب هم می‌فروخت. فرصت‌هایی را که در محضرش از مرور برکتاب و خط و تورق کتاب‌های بی‌سروته قدیمی می‌گذشت و به‌نوبه خود فراموش‌شدنی نیست مغتنم می‌شمردم.

همکار اداری من به نام علمدار و شریکش خضر آرائی در اوایل انقلاب کتاب‌فروشی فرهنگسرای زمین را راه انداختند در نزدیکی پارک مطهری فعلی. وجه‌تسمیه‌اش به سابقه تحصیلی بود که در رشته زمین‌شناسی کرده بود قرار بود کتب دانشگاهی در این زمینه عرضه کند ولی بعد به‌طور عام کتاب عرضه می‌کرد و اواخر کتاب‌های به قول خودش نایاب و کمیاب.

جوانی پر شروشور به نام سلطان‌زاده کتاب‌فروشی نیما را در خیابان شاهپور نزدیک قدمگاه کتاب‌های روشنفکرانه می‌فروخت. آن زمان که مد بود اواخر رژیم گذشته و اوایل انقلاب؛ اما دوامی نیاورد و به تعطیلی کشیده شد. شاهنامه نشر امیرکبیر را با صد تومان تخفیف نه‌صد تومان به من فروخت؟

کتاب‌فروشی خورشید شب شعبه‌ای از رفسنجان در جنب سالن مطالعه کتابخانه ملی (کارخانه خورشید شب) مدتی دایر بود ولی دیری نپایید.

تاریخچه کتابفروشی های کرمان

به اشتراک بگذارید

امتیاز شما به این مطلب

تعداد امتیازها: 1

نظرات کاربران

شما هم میتوانید نظر خود را در رابطه با این مطلب برای ما ارسال نمایید.

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh

مطالب مرتبط